تنهاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای

3نفر هستند که بدون هیچ چشمداشت و منتی و فقط به خاطر خودت خواسته هایت را بر طرف میکنند، پدر و مادرت و نفر سومی که خودت پیدایش میکنی، مواظب باش که از دستش ندهی و بدان که تو هم برای او نفر سوم خواهی بود

خـــــــــــــــــــــوش آمــــــــــــــد گـــــــــــــــویی

 
 
سلام دوستان گلم به وبلاگ من خوش اومدین نظر یادتو نرها لحظاته خوبی رو سپری کنین
 
 

 
[ چهار شنبه 11 / 6 / 1394 ] [ 23:47 ] [ elnaz ] [ ]

خدای عزیزم


اون کسی که همین الان مشغول خوندن این متنه،
زیباست چون دلی زیبا داره،
درجه یکه چون تو دوستش داری بهش نظر کرده ای،
قدرتمند و استواره چون تو پشت و پناهش هستی
و من خیلی دوستش دارم.

خدایا، ازت میخوام کمکش کنی زندگیش سرشار از همه بهترین ها باشه.
خواهش میکنم بهش درجات عالی -دنیایی و اخروی- عطا بفرما!
و کاری کن به آنچه چشم امید دوخته، آنگونه که به خیر و صلاحش هست، برسه!

خدایا، در سخت ترین لحظات یاریگرش باش، تا همیشه بتونه همچون نوری در تاریک ترین و سخت ترین لحظات زندگیش بدرخشه و در ناممکن ترین موقعیت‏ها عاشقانه مهر بورزه.

خداوندا، همیشه و هر لحظه او را در پناه خودت حفظ بفرما و هروقت بهت احتیاج داشت دستش رو بگیر حتی اگه خودش یادش رفت بیاد در خونت و ازت کمک بخواد!

و کاری کن این رو با تمام وجود درک کنه که هر آن هنگام که با تو و در کنار تو قدم برمیداره و گنجینه توکل به تو رو توی دلش حفظ کرده، همیشه و در همه حال ایمن خواهد بود.

[ سه شنبه 26 / 4 / 1394 ] [ 20:7 ] [ elnaz ] [ ]

یه روز

یک نفر میاد که من منتظر دیدنشم
یک نفر میاد که من تشنه بوییدنشم
مثل یه معجزه اسمش تو کتابا اومده
تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده
خالی سفرمونو پر از شقایق میکنه
واسه موجهای سیاه دستا رو قایق میکنه

مثل یه معجزه اسمش تو کتابا اومده
تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده

همیشه غایب من زخمامو مرحم میذاره
همیشه غایب من گریه هامو دوست نداره
نکنه یه وقت نیاد صداش به دادم نرسه
ایینه ها سیا بشه کور بشه چشم ستاره

مثل یه معجزه اسمش تو کتابا اومده
تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده

خشم این پنچره خسته همیشه غایبه
کلید صندوق در بسته همیشه غایبه
نعره اسب سفید قصه مادر بزرگ
بهترین شعرای سر بسته همیشه غایبه

مثل یه معجزه اسمش تو کتابا اومده
تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده

مثل یه معجزه اسمش تو کتابا اومده
تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده

مثل یه معجزه اسمش تو کتابا اومده
تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده

[ یک شنبه 23 / 4 / 1391 ] [ 17:21 ] [ elnaz ] [ ]

دلم گرفته

دلم گرفت ای هم نفس
پرم شکست تو این قفس
تو این غبار. تو این سکوت
چه بی صدا. نفس نفس

از این نامهربونی ها
دارم از غصه می میرم
رفیق روز تنهایی.
یه روز دستاتو می گیرم

تو این شب گریه می تونی
پناه هق هقم باشی
تو ای همزاد همخونه
چی میشه عاشقم باشی؟

دوباره من دوباره تو
دوباره عشق. دوباره ما

دو هم نفس. دو هم زبون
دو همسفر. دو همصدا

تو ای پایان تنهایی
پناه آخر من باش
تو این شب مرگی پاییز.
بهار باور من باش

بذار با مشرق چشمات.
شبم روشنترین باشه
میخوام آیینه خونه
با چشمات همنشین باشه

[ یک شنبه 23 / 4 / 1391 ] [ 17:19 ] [ elnaz ] [ ]

نیست

 

برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست

گویی همه خوابند ، کسی را به کسی نیست

 آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک

جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست

 این قافله از قافله سالار خراب است

اینجا خبر از پیش رو و باز پسی نیست

 تا آئینه رفتم که بگیرم خبر از خویش

دیدم که در آن آئینه هم جز تو کسی نیست

 من در پی خویشم ، به تو بر می خورم اما

آن سان شده ام گم که به من دسترسی نیست

 آن کهنه درختم که تنم زخمی برف است

حیثیت این باغ منم ، خار و خسی نیست

 امروز که محتاج توام ، جای تو خالیست

فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست

 در عشق خوشا مرگ که این بودن ناب است

وقتی همه ی بودن ما جز هوسی نیست

ه.ا.سایه

 

[ سه شنبه 17 / 2 / 1391 ] [ 15:11 ] [ elnaz ] [ ]

لالایی

 

گنجشک ناز و زیبا
که می پری اون بالا
بال و پرت به رنگ خاک
دلت مهربون و پاک
به من بگو وقتی که پر کشیدی
بابام رو تو ندیدی
- دیدمش از اینجا رفت
اون بالا بالاها رفت
پیش ستاره ها رفت
یواش و بی صدا رفت
- ستاره آی ستاره
پولک ابر پاره
خاموشی یا می تابی؟
بیداری یا که خوابی؟
به من بگو وقتی که خواب نبودی
بابام رو تو ندیدی
- دیدمش از اینجا رفت
اون بالا بالاها رفت
از اون طرف از اون راه
رفته به خونه ماه
- ماه سفید تنها
که هستی پشت ابرا
نقره نشون کهکشون
چراغ سقف آسمون
به من بگو وقتی که نور پاشیدی
بابام رو تو ندیدی
- همین جا پیش من بود
نموند و رفت زود زود
اون بالا بالاها رفت
بابات پیش خدا رفت
- خدا که مهربونه
پیش بابام می مونه
گریه نمی کنم من
که شاد نباشه دشمن
[ دو شنبه 26 / 1 / 1391 ] [ 12:24 ] [ elnaz ] [ ]

عشق

 

عشق گاهی هم خجالت می کشد
دستمال تر به پیشانی عالم می کشد

عشق گاهی ناقه ی اندیشه ها را پی کند
هفت منزل را تا رسیدن بی صبوری طی کند

عشق گاهی هم نجاتت می دهد
سیب در دستی و صاحبخانه راهت می دهد

عشق گاهی در عصا پنهان شود
گاه بر آتش گلستان می شود



عشق گاه رود را خواهد شکافت
فتنه ی نمرودیان زو رنگ باخت

عشق گاهی خارج از ادراک هاست
طعنه ی لولاک بر افلاک هاست

عشق گاهی استخوانی در گلوست
زخم مسماریست در پهلوی دوست

عشق گاهی ذکر محبوب است بر نی های تیز
گاه در چشمان مشکی اشک ریز

عشق گاهی خاطر فرهاد و شیرین می کند
گاه میل لیلی اش با جام مجنون می کند



عشق گاهی تاری یک آه بر آیینه ای
حسرت نا دیدن معشوق در آدینه ای

عشق گاهی موج دریا می شود
گاه با ساحل هم آوا می شود

عشق گاهی چاه را منزل کند
یوسفین دل را مطاع دل کند

عشق گاهی هم به خون آغشته شد
با شقایق ها نشست و هم نشین لاله شد


عشق گاهی در فنا معنا شود
واژگان دفتر کشف و تمناها شود
عشق را گو هرچه می خواهد شود
با تو اما عشق پیدا می شود
بی تو اما عشق کی معنا شود؟

ادامه مطلب
[ یک شنبه 25 / 1 / 1391 ] [ 20:36 ] [ elnaz ] [ ]

کارت پستال

[ جمعه 9 / 1 / 1391 ] [ 15:54 ] [ elnaz ] [ ]

جملات زیبا

 

 

۱: دو بیگانه هم درد از خویش بی درد یا نا هم درد با هم خویشاوندترند .

2:انسان نقطه ای است میان دو بی نهایت: بی نهایت لجن بی نهایت فرشته

3:آن گاه که تقدیر واقع نگردید از تدبیر نیز کاری ساخته نیست.

4:مذهب اگر پیش از مرگ به کار نیاید پس از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد.

5:زنی که زیبایی اندیشه پیدا کرده باشد زیبایی بدنش را نشان نمی دهد.

6:برای این که قومی خوب سواری بدهد باید احساس انسان بودن از او گرفته شود.

7:جامعه دو طبقه دارد: 1:طبقه ای که می خورد و کار نمی کند 2:طبقه ای که کار می کند و نمی خورد.

8:انسان به میزان برخورداری هایی که در زندگی دارد انسان نیست بلکه به اندازه نیازهایی که در خود احساس می کند انسان است.

9:تمام بدبختی های آدم مال این دو کلمه است یکی داشتن و یکی خواستن

10:چاپلوسی یونجه لطیفی است برای درازگوشان دمبه دار خوشحال

11:کیست که تنها آروزی همیشگی اش در این جهان این باشد که تنها چیزی را که از این جهان آرزو می کند از دست بدهد؟

12:آن ها که از در می آیند و می روند چهارپایان نجیب و ساکت تاریخ اند حادثه ها را تنها کسانی در زندگی آدمی آفریده اند که از پنجره ها بیرون جسته اند و... یا به درون پریده اند.

13:این سه راهی است که در پیش پای هر انسانی گشوده است: پلیدی پاکی پوچی

14:حوادث انسان های بزرگ را متعالی و آدم های کوچک را متلاشی می کند.

 

[ چهار شنبه 7 / 1 / 1391 ] [ 14:49 ] [ elnaz ] [ ]

سال نو..................

 

نه هوای تازه و نه لباس نو می خوام

هفت سین من تویی

من فقط تو رو می خوام

دلم امشب از خدا جز تو هیچی نمی خواد

 .

 .

.

.

.

.

سال نو یعنی تو

وقتی از در تو میای

نذر کردم امشب

سفره چیدم که بیای...


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 3 / 1 / 1391 ] [ 20:39 ] [ elnaz ] [ ]

کی میخواد

 

کی می خواد مثل تو باشه

کی می خواد مثل تو باشه ،مثل تو که بی نظیری

مثه تو که با نگاهت ، منو از خودم می گیری

کی می خواد مثل تو باشه ،مثل تو که تکیه گاهی

تو به داد من رسیدی،توی تردید و سیاهی

همه چی از تو شروع شد،همه چی با تو تمومه

چرا دنیارو نبینم ، وقتی چشمات روبرومه

عشق تو پناه آخر ، واسه قلب نیمه جونه

کی می خواد مثل تو باشه ، کی مثه تو مهربونه

وقتی که چشای خیسم، دیگه جایی رو نمی دید

جزتوهیچ کس تو دنیا، حال وروزمو نفهمید

همه چی از تو شروع شد،همه چی با تو تمومه

چرا دنیارو نبینم ، وقتی چشمات روبرومه

[ پنج شنبه 27 / 11 / 1390 ] [ 21:47 ] [ elnaz ] [ ]

سکوت

 

سکوت را تجربه کن و آیینه صفت شو

زندگی را در خود منعکس کن


ذهن خود را به آلبوم خاطرات مرده تبدیل نکن

همچون آیینه باش و لحظه لحظه زندگی کن


آیینه هرگز عکسی را در خود نمی گذارد همواره خالی است

عشق رایحه و روشنایی شناخت خویشتن و خود بودن است


عشق لبریزی شور و مستی است...سهیم شدن خویشتن با دیگران است

وقتی در میابی که از هستی جدا نیستی عشق تحقق میابد


عشق رابطه نیست مرتبه ای از وجود است

عشق به هیچ کس تکیه ندارد


آدمی عاشق نمی شود بلکه عین عشق می شود

البته وقتی عین عشق شد عاشق نیز هست


عاشقی محصول عشق است نه منبع عشق

اگر ندانی که کیستی عاشق نیز نخواهی بود


اگر ندانی که کیستی عین ترس خواهی شد

ترس نقطه ی مقابل عشق است ...نقطه مقابل عشق نفرت نیست


نفرت عشق وارونه است

در عشق آدمی بسط میابد در ترس آدمی منقبض میشود


عشق درهای دل آدمی را میگشاید...ترس درهای دل آدمی را می بندد

عشق اعتماد میکند و ترس شک می کند

 
در ترس آدمی احساس تنهایی میکند و در عشق آدمی محو میشود

در عشق مرزهای وجود آدمی میریزد

 و بدین سان درختان ...پرندگان... آب ها... ابرها

ماه و خورشید و ستاره ها


پاره ای از وجود آدمی میشوند

عشق هنگامی تحقق می یابد که تو آسمان درون خویش را تجربه کرده باشی


مراقبه کن - سکوت و آرامش ذهن

 غواص وجود خود شو و به عمق وجود خود برو


وقتی پرندگان میخوانند خوب به آوازشان گوش بسپار

وقتی به آستانه ی گلی می رسی با حیرت گرم تماشایش شو


اجازه نده دانسته های کهنه و بیات حجاب نگاه تو شوند

به چیزی برچسب نچسبان

 

 یاد بگیر سازی را بنوازی

آدم ها را ببین و با آنها در آمیز


هر انسانی آیینه ایست که خدا را به شیوه ی ویژه خود به تو نشان میدهد

از آدم ها یاد بگیر... نترس


هستی تو را به  شیوه های گوناگون حمایت میکند

اعتماد کن


اعتماد تو را از نیروی عشق سرشار میکند

نیروی عشق همه هستی را متبرک میکند


عشق به خودی خود کامل است

نیازی نیست عشق کاملتر از آن چیزی شود که هست


میل به کامل کردن عشق نتیجه ی فهم غلط از عشق است

دایره دایره است ما دایره کامل تر و ناقص تر نداریم


همه دایره ها کامل اند

اگر کامل نیستند دایره نیستند


کمال ذاتی عشق نیز هست

 

تو نمی توانی کم تر یا بیشتر عشق بورزی

تو یا عشق می ورزی یا عشق نمی ورزی

[ پنج شنبه 27 / 11 / 1390 ] [ 21:41 ] [ elnaz ] [ ]

ردپا

 

به روی خاطرات من همیشه ردپای تو

اگر چه مانده در دلم سکوت سبز جای تو

 

چقدر خسته می روی از این دیار گریه زا

کجا بدون سایه ات ؟ کجا بدون من کجا؟

 

نگاه سرد و مبهمت به روی پلک های من

قدم نمی زند چرا ؟ نمی رسد به داد تن ؟

 

همین که حرف می زنی بهانه رنگ می شود

همین که شعر می شوم دل تو سنگ می شود

شب از گلايه هاي من به سوي روز ميدود

غروب ميكند دلم؛به پشت كوه ميرود

نفس نميكشد هوا ؛ قدم نميزند زمين 

سكوت ميكند غزل بدون تو فقط همين

[ پنج شنبه 27 / 11 / 1390 ] [ 21:38 ] [ elnaz ] [ ]

خدا

ای خدا Hard دلم Format مکن

Filed من را خالی از برکت مکن

Option غم را خدایا On مکن

File اشکم را خدایا Run مکن

Deltree کن شاخه های غصه را

سردی و افسردگی هر سه را

Jumper شادی بیا تا Set کنیم

سیستم اندوه را Reset کنیم

نام تو Password درهای بهشت

آدرس Email سایت سرنوشت

ای خدا روز ازل Cad داشتی

Mouse بود اما مگر Pad داشتی

که چنین طرح 3D می زدی

طرح خود بر روی CD می زدی

تا نیفتد Bug در اندیشه مان

تا که ویروسی نگردد ریشه مان

ای خدا بر ما ایمن فرست

بهر دلهای پر آتش Fan فرست

ای خدا حرف دلم با کی زنم

Help می خواهم که F1 می زنم

[ پنج شنبه 20 / 11 / 1390 ] [ 21:33 ] [ elnaz ] [ ]

عمـرتان را زیبـا سپـری کنیـد

 

روزهای شما، زندگیتان را می‌سازد. اگر روزهایتان را خوب و شاد سپری کنید عمرتان زیبا خواهد گذشت. برای لذت بردن از زندگی باید سعی کنیم از اتفاقات روزمره و ساده حداکثر استفاده را کرده و آنها را به کام خود شیرین کنیم. برای این‌که در زندگی همیشه شاد و راضی باشید می‌توانید به راهکارهای زیر عمل کنید. مطمئن باشید که انجام این کارها زیاد سخت نیست و به امتحانش می‌ارزد.

1. زیبایی را ستایش کنید.
هر روز ما با انواع زیبایی در اشکال و فرم‌های مختلف روبه‌رو می‌شویم و جای بسی تاسف است که این زیبایی‌ها برای بسیاری از مردم به صورت عادت درمی‌آیند، به طوری‌که حتی دیگر آنها را نمی‌بینند. دوباره به مردم، گیاهان، وسایل، ساختمان‌ها و چیزهایی که در اطرافتان است نگاه کنید و لحظه‌ای را به ستایش و تقدیر از آنها بپردازید و سعی کنید ببینید که چه چیزی آنها را اینقدر خاص کرده است.




2. لبخند بزنید.

اگر لبخند نزنید یعنی تمام روز خود را هدر داده‌‌اید. این حرف بیهوده‌ای نیست. هرگز خود را آنقدر مشغول نکنید که فرصت خندیدن پیدا نکنید یا آنقدر جدی نباشید که مانع لبخند زدن شما شود. در عوض اطراف خود را با افراد شاد پر کنید.


ادامه مطلب
[ شنبه 18 / 11 / 1390 ] [ 19:27 ] [ elnaz ] [ ]

جملات زیبا

(جملات زیبا و پرمعنی)



به سلامتی رفیقی که تو رفاقت کم نذاشت ولی کم برداشت تا رفیقش کم نیاره ...
.
.
.
به سلامتی مداد پاک کن که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه ...
.
.
.
به سلامتی اون دلی که هزار بار شکست ولی هنوزم شکستن بلد نیست ...


ادامه مطلب
[ شنبه 18 / 11 / 1390 ] [ 19:19 ] [ elnaz ] [ ]

مادر

 

 
my mother i love you and i need you,even tough
i love you and i need you,even tough
i may at times have made you tear your hair
i set myself apart,bet even so
your presence and your loves are always there
you are my jail cell and ten-ton door
that keeps me from just being who i am
and so i pound the walls and go to war
ramming all the rules that i can ram
yet though i mast rebel,all the while
i know your love,s the ground on wich i stand
i wait upon the flash of your pround smile,my mother
and twist inside at every reprimand
i,m sorry for the times i,ve caused you pain
after these brief storms,love will remain
مادر دوستت دارم وتا ابد به تو محتاجم
تا ابد دوستت دارم وبه تو محتاجم
وهمین لحظه این قدر اشک برای ریختن دارم که موهایت تر شود
خودم را از تو دور کرده ام،با این وجود توجه وعشق تو هنوز در دلم برپاست
تو مامن وسرپناه من هستی
که مرا از گزندها وآسیب ها حفظ می کنی
من از دیوارها می گذرم وپرواز می کنم
و تمام کارهایی را که باید،انجام می دهم تا در پناه تو باشم
شاید من یاغی وسرکش باشم
اما می دانم حتی زمینی که بر روی آن ایستاده ام از عشق تو سرشار است
من منتظر لبخند درخشان وپرغرور تو هستم،مادر
لبخندی که هر گره ای را باز می کند
برای تمام لحظاتی که به خاطر من رنج کشیده ای متا سفم
اما بعد از طوفان های کوچک این آرامش است که پا برجا خواهد ماند



 

[ جمعه 16 / 9 / 1390 ] [ 12:7 ] [ elnaz ] [ ]

گاهی به نگاهت نگاه کن

 

انیشتین می‌گفت :

« آنچه در مغزتان می‌گذرد، جهانتان را می‌آفریند.

استفان كاوی (از سرشناسترین چهره‌های علم موفقیت) احتمالاً با الهام از همین حرف انیشتین است كه می‌گوید:

« اگر می‌خواهید در زندگی و روابط شخصی‌تان تغییرات جزیی به وجود آورید به گرایش‌ها و رفتارتان توجه كنید؛ اما اگر دلتان می‌خواهد قدم‌های كوانتومی بردارید و تغییرات اساسی در زندگی‌تان ایجاد كنید باید نگرش‌ها و برداشت‌هایتان را عوض كنید .»

او حرفهایش را با یك مثال خوب و واقعی، ملموس‌تر می‌كند:

« صبح یك روز تعطیل در نیویورك سوار اتوبوس شدم. تقریباً یك سوم اتوبوس پر شده بود. بیشتر مردم آرام نشسته بودند و یا سرشان به چیزی گرم بود و درمجموع فضایی سرشار از آرامش و سكوتی دلپذیر برقرار بود تا اینكه مرد میانسالی با بچه‌هایش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضای اتوبوس تغییر كرد. بچه‌هایش داد و بیداد راه انداختند و مدام به طرف همدیگر چیز پرتاب می‌كردند. یكی از بچه‌ها با صدای بلند گریه می‌كرد و یكی دیگر روزنامه را از دست این و آن می‌كشید و خلاصه اعصاب همه‌مان توی اتوبوس خرد شده بود. اما پدر آن بچه‌ها كه دقیقاً در صندلی جلویی من نشسته بود، اصلاً به روی خودش نمی‌آورد و غرق در افكار خودش بود. بالاخره صبرم لبریز شد و زبان به اعتراض بازكردم كه:

«آقای محترم! بچه‌هایتان واقعاً دارند همه را آزار می‌دهند. شما نمی‌خواهید جلویشان را بگیرید؟»

مرد كه انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقی دارد می‌افتد، كمی خودش را روی صندلی جابجا كرد و گفت:

بله، حق با شماست. واقعاً متاسفم. راستش ما داریم از بیمارستانی برمی‌گردیم كه همسرم، مادر همین بچه‌ها٬ نیم ساعت پیش در آنجا مرده است... من واقعاً گیجم و نمی‌دانم باید به این بچه‌ها چه بگویم. نمی‌دانم كه خودم باید چه كار كنم و ... و بغضش تركید و اشكش سرازیر شد.»

استفان كاوی بلافاصله پس از نقل این خاطره می‌پرسد:

« صادقانه بگویید آیا اكنون این وضعیت را به طور متفاوتی نمی‌بینید؟ چرا این طور است؟ آیا دلیلی به جز این دارد كه نگرش شما نسبت به آن مرد عوض شده است؟ »

و خودش ادامه می‌دهد كه:

« راستش من خودم هم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به آن مرد گفتم: واقعاً مرا ببخشید. نمی‌دانستم. آیا كمكی از دست من ساخته است؟ و....

اگر چه تا همین چند لحظه پیش ناراحت بودم كه این مرد چطور می‌تواند تا این اندازه بی‌ملاحظه باشد٬ اما ناگهان با تغییر نگرشم همه چیز عوض شد و من از صمیم قلب می‌خواستم كه هر كمكی از دستم ساخته است انجام بدهم .»

حقیقت این است كه به محض تغییر برداشت٬ همه چیز ناگهان عوض می‌شود. كلید یا راه حل هر مسئله‌ای این است كه به شیشه‌های عینكی كه به چشم داریم بنگریم؛ شاید هرازگاه لازم باشد كه رنگ آنها را عوض كنیم و در واقع برداشت یا نقش خودمان را تغییر بدهیم تا بتوانیم هر وضعیتی را از دیدگاه تازه‌ای ببینیم و تفسیر كنیم . آنچه اهمیت دارد خود واقعه نیست بلكه تعبیر و تفسیر ما از آن است!

 

 

منبع: وبلاگ پاسارگاد

[ پنج شنبه 10 / 9 / 1390 ] [ 16:32 ] [ elnaz ] [ ]

23 نکته برای غلبه بر خشم

 


 

۱ - خود را دوست داشته باشید تا هرگز گرفتار خشم‌های مخرب نخواهید شد.

۲ - خود را از شر توقعاتی که از دیگران دارید نجات دهید.

۳ - رفتارهای خشم برانگیز را بررسی کنید و راهی صحیح برای ابراز احساسات خود بیابید.

۴ - در هنگام عصبانیت سعی کنید پیش کسی بروید که برای او احترام خاصی قایل هستید و او را دوست دارید.

۵ - لحظات عصبانیت خود را با قید زمان و مکان و واقعه‌ای که باعث عصبانیت شما شده یادداشت کنید.

۶ - از شخصی که دوستش دارید بخواهید تا هنگام عصبانیت‌، به شما با گفتار یا اشاره‌های توافق شده‌، هشدار دهد.

۷ - پس از بروز خشم اعلام کنید که خطا کرده‌اید.

۸ - یاد بگیرید که اگر چیزی را دوست ندارید. اما از آن عصبانی هم نشوید.

۹ - یاد بگیرید که هر کس حق دارد چیزی باشد که خودش انتخاب کرده‌.

۱۰ - ادای عصبانیت را در آورید.

۱۱ - عصبانیت خود را به تعویق اندازید.

۱۲ - در لحظه خشم‌، از افکار خود آگاهی پیدا کنید.

۱۳ - شوخ طبعی را در خود پرورش دهید.

۱۴ - زمان حال خود را با خشم و عصبانیت به هدر ندهید.

۱۵ - زندگی را سخت نگیرید.

۱۶ - خود را ارزشمند بدانید و اجازه ندهید دیگران اختیار شما را در دست بگیرند.

۱۷ - یاد بگیرید تا اعمال و عقاید دیگران شما را پریشان و آشفته نسازد.

۱۸ - به خاطر داشته باشید که دیگران حق دارند با آن چه دلخواه شماست همراه نباشند.

۱۹ - به یاد داشته باشید که دیگران نمی‌توانند همیشه به میل شما رفتار کنند.

۲۰ - اگر فکر می‌کنید که با بلندتر کردن صدایتان طرف مقابل ساکت می‌شود. بیاموزید تا احساس خود را به او نشان دهید، اما کاری نکنید که عصبانی شود.

۲۱ - یاد بگیرید که در برابر یأس و ناکامی به شکل تازه‌ای از خود واکنش نشان دهید.

۲۲ - خشم خود را به نحوی که آثار مخرب نداشته باشد، ابراز کنید.

۲۳ - بیاموزید که دنیا هرگز آن طور که شما می‌خواهید، نخواهد بود.
 

منبع: وبلاگ شخصی دکتر فرخ افتخار

[ پنج شنبه 10 / 9 / 1390 ] [ 16:27 ] [ elnaz ] [ ]

راز خوشبختی

حضرت علي (عليه السلام)مي فرمايند:

 

هر كس سه كار در زندگي خويش انجام دهد،يا خوشبخت مي شود وياآنكه احساس خوشبختي ميكند:

1-به خاطر هر نعمتي كه از جانب الهي به مي رسد شكر كند،

2-اگر  رسيدن روزي به او دچار  تأخير شد،استغار كند و از خداوند طلب آمرزش كند،

3-هر گاه در طوفان بلاها گرفتار شد،اين ذكر را به زبان آورد:"لا حول و لا قوة الّا بالله العلي العظيم"

[ شنبه 10 / 8 / 1390 ] [ 11:40 ] [ elnaz ] [ ]

ترفند دانشجو

 

 

دانشجویی پس از انکه در درس منطق نمره نیارود نزد استاد خود رفت و گفت استاد آیا شما از منطق چیزی می دانید ؟ استاد گفت : بله اگر چنین نبود الان من یک استاد نبودم ... دانشجو گفت من از شما یک سوال می پرسم اگر جواب دادین من نمره خود را می پذیرم ولی اگر نتوانستید باید نمره کامل را به من بدهید ... استاد پذیرفت .

دانشجو گفت : ان چیست که منطقی است ولی قانونی نیست ، قانونی است ولی منطقی نیست و نه قانونی است و نه منطقی ؟؟؟

استاد پس از تاملی طولانی نتوانست پاسخ دهد پس مجبور شد نمره کامل درس را به دانشجو بدهد . بعد از مدتی استاد به بهترین دانشجو خود تماس گرفت و همان سوال را پرسید دانشجوبلافاصله پاسخ داد : شما 63 سال سن دارید و یک همسر 35 ساله دارید که این قانونی است ولی منطقی نیست ، همسر شما یک معشوقه 25 ساله دارد که این منطقی است ولی قاونی نیست و این حقیقت که شما به معشوقه همسرتان نمره کامل داده اید در صورتی که باید آن درس را رد می شد نه منطقی است و نه قانونی !!!!!!

نظر شما چیه ؟
[ شنبه 10 / 8 / 1390 ] [ 11:35 ] [ elnaz ] [ ]

من ثروتمند هستم

 

هر کسی دارایی هایش را میشمرد و به آن می بالید ، به صندوقچه دلم نگاه کردم سرمایه هایم را شمارش کردم و دیدم اگر از همه داشته هایم که به آن می بالیدم ، تو را جدا کنم  هیچ ندارم و وقتی به همه کمبودهایم که از آن می نالیدم تو را اضافه  کردم ، دیدم هیچ چیز کم ندارم.

پس خدایا من سرمایه دار ثروتمندی هستم چون تو سرمایهام هستی.

وَمَن یَتَوَکِّل عَلَی اللهِ فَهُوَ حَسبُهُ

وکسی که بر خداوند توکل کند، خدا او را کفایت خواهد کرد. 

[ جمعه 20 / 7 / 1390 ] [ 9:7 ] [ elnaz ] [ ]

خاک وخدا

 

              

            

بیاد داشته باشیم

« ارزش و قیمت حفظ آبروی یک مسلمان را کسی جز خدا نمی داند. مطمئن باش او جبران خواهد کرد »

 

             

 

تا به خاک نداده ای به خدا بده .

خدا به تو اعتبار داده ، از اعتبارت برای خدا خرج کن .

سعی کن مدیون کسی نباشی ، خدا هم خودش را مدیون تو نمی کند.

سرمایه ات را بشناس و با او معامله کن ، او به تو ضرر نمی رساند .

هر چیزی که نشان از او نداشته باشد برباد است کاری کن که او را به به تو بشناسند .

همه را امتحان کردی ، یک بار هم او را امتحان کن.

التماس دعا  

[ جمعه 20 / 7 / 1390 ] [ 9:4 ] [ elnaz ] [ ]

هیچ قفلی بدون کلید نیست

هیچ کس قفل بدون کلید نمی سازد
خداوند نیز هیچ مشکلی را بدون راه حل نمی گذارد
انسان موفق داستان زندگی پر رنجی دارد
هر داستانی پر محنتی را پایانی است موفقیت آمیز
سختی ها را بپذیر و برای موفقیت آماده شو
اشتباهات دیگران را قضاوت کردن آسان است و پذیرفتن خطاهای خود چه مشکل
پوشیدن کفش راحت تر از فرش کردن کل زمین است
در این جهان خودت را با هیچکس مقایسه نکن
چون در این صورت خود را تحقیر کرده ای


ادامه مطلب
[ جمعه 20 / 7 / 1390 ] [ 9:1 ] [ elnaz ] [ ]

امید

 

 امید

شخصی را به جهنم می بردند.در راه بر می‌گشت و به عقب خیره می‌شد. ناگهان خدا فرمود: او را به بهشت ببرید. فرشتگان پرسیدند چرا؟ پروردگار فرمود: او چند بار به عقب نگاه کرد... او امید به بخشش داشت.. 

 


ادامه مطلب
[ جمعه 20 / 7 / 1390 ] [ 8:55 ] [ elnaz ] [ ]

تذکر به خوشیتن

 

تذکر به خویشتن"

دوستی این نوشته "تذکر به خویشتن" را برایم ارسال کرده بود ولی من با اجازه او در آن دست بردم و نکاتی را به آن افزودم که به شما تقدیم می کنم
"
تذکر به خویشتن"
پرسیدم: بار الها! چه عملی از بندگانت بیش از همه تو را به تعجب وا می‌دارد؟
پاسخ آمد: اینكه شما تمام كودكی خود را در آرزوی بزرگ شدن به سر می‌برید و دوران پس از آن را نیز در حسرت بازگشت به كودكی می‌گذرانید.
اینكه شما سلامتی خود را فدای مال‌اندوزی می‌كنید چه از راه درست و چه نادرست و سپس تمام دارایی خود را صرف بازیابی سلامتی می‌نمایید.
اینكه شما به قدری نگران آینده‌اید كه حال را فراموش می‌كنید، در حالی كه نه حال را دارید و نه آینده را.
این كه شما طوری زندگی می‌كنید كه گویی هرگز نخواهید مرد و و هرچه از نزدیکانتان می میرند به فکر نمی آیید، انگار "مرگ برای همسایه" است؟ ولی خواهید مرد؛ شک نکنید. سپس اگر سری به قبرستان بزنید، می بینید: چنان گورهای شما را گرد و غبار فراموشی در بر می‌گیرد كه گویی هرگز زنده نبوده‌اید. فقط شاید نامی برسنگ قبرتان باشد. که عمر زیادی نخواهد داشت. مرده ی مرده ؛ بی خیال از رفتاری که با دیگران داشته اید که بعد از مرگ با آن دست و پنجه نرم می کنید. شما آدمیان چقدر بی اندیشه اید.
با این سخن  خدا، سكوت را بر حرف زدن برگزیدم و اندیشیدم، عجب! چرا چنینم ؟ خدایا باز هم  بیاموز. پاسخ آمد آموخته ام. گوش شنوا داشته باش. آموختنی ها را آموزش داده ام.
باز پرسیدم: چه بیاموزم؟
پاسخ آمد:
بیاموزید كه مجروح كردن قلب دیگران بیش از دقایقی طول نمی‌كشد ولی برای التیام بخشیدن آن به سالها وقت نیاز است.
بیاموزید كه هرگز نمی‌توانید كسی را مجبور نمایید تا شما را دوست داشته باشد، زیرا عشق و علاقه دیگران نسبت به شما آینه‌ای از كردار و اخلاق خود شماست.
بیاموزید كه هرگز خود را با دیگران مقایسه نكیند، از آنجایی كه هر یك از شما به تنهایی و بر حسب شایستگی‌های خود، مورد قضاوت و داوری ما قرار می‌گیرد. وهرکس جای خودش قرار دارد.
بیاموزید كه دوستان واقعی شما با ضعف‌ها و نقصان‌های شما آشنایند ولیکن شما را همانگونه كه هستید ، دوست دارند.
بیاموزید كه داشتن چیزهای قیمتی و نفیس به زندگی شما بها نمی‌دهد، بلكه آنچه با ارزش است کردار نیک شما به دیگران باعث می شود  افراد بیشتری با شما دمساز شوند.
بیاموزید كه دیگران را در برابر خطا و بی‌مهری كه نسبت به شما روا می‌دارند، ببخشید و این عمل را با تمرین در خود تقویت نمایید.
 
بیاموزید كه در برابر خطای خود فقط به عفو و بخشش دیگران بسنده نكنید، بلکه تنها هنگامی كه مورد آمرزش وجدان خود قرار گرفتید، راضی و خشنود باشید.
بیاموزید كه دو نفر می‌توانند به چیزی یكسان نگاه كنند ولی برداشت آن دو هیچگاه یكسان نخواهد بود.
بیاموزید كه توانگر كسی نیست كه بیشتر دارد بلكه آنكه خواسته‌های كمتری دارد از همه توانگرتر است.
به خاطر داشته باشید كه مردم گفته‌های شما را فراموش می‌كنند و همین مردم، اعمال شما را نیز از یاد خواهند برد ولی، هرگز احساس شما نسبت به خویش را از خاطر نخواهند زدود.
بخاطر داشته باشید: پایان زندگی شما در دنیا مرگ است که شما را از همه چیز جدا می کند وکسی میدان دار مبارزه با اونیست و همه، زمین خورده ی اویند و چون زمین خوردند، زمین آنان را خواهد خورد.
بخاطر داشته باش: این: خط پایان  دنیاست

[ شنبه 19 / 7 / 1390 ] [ 17:57 ] [ elnaz ] [ ]

حکایت

                                                                    حکایت

روزي مرد كوري روي پله هاي ساختماني نشسته بود و كلاه و تابلويي را در كنارپايش قرار داده بود.روي تابلو خوانده مي شد:"من كور هستم لطفا كمككنيد."
روزنامه نگارخلاقي از كنار او مي گذشت. نگاهي به او انداخت. فقط چند سكهدر داخل كلاه بود. او چند سكه در داخل كلاه انداخت و بدون اينكه از مرد كور اجازهبگيرد تابلوي او را برداشت، آن را برگرداند و اعلان ديگري روي آن نوشت و تابلو راكنار پاي او گذاشت و آنجا را ترك كرد.
عصر آن روز، روزنامه نگار به آن محل برگشتو متوجه شد كه كلاه مرد پر از سكه و اسكناس شده. مرد كور از صداي قدمهاي او،خبرنگار را شناخت. از او پرسيد كه بر روي تابلو چه نوشته است؟
روزنامه نگارجواب داد:"چيز خاص و مهمي نبود، من فقط نوشته شما را به شكل ديگري نوشتم" و لبخنديزد و به راه خود ادامه داد.
مرد كور هيچوقت ندانست كه او چه نوشته است ولي رويتابلو خوانده مي شد:"امروز بهار است، ولي من نمي توانم آن را ببينم."
شرححكايت
وقتي كارتان را نمي توانيد پيش ببريد استراتژي خود را تغيير دهيد. خواهيدديد بهترينها ممكن خواهد شد. باور داشته باشيد هر تغيير بهترين چيز براي زندگي است. حتي براي كوچكترين اعمالتان از دل، فكر، هوش و روحتان مايه بگذاريد.

ادامه مطلب
[ یک شنبه 15 / 7 / 1390 ] [ 19:43 ] [ elnaz ] [ ]

حکایت

روزى پیامبر اکرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و آله از راهى عبور مى ‏کرد. در راه شیطان را دید که خیلى ضعیف و لاغر شده است. از او پرسید: چرا به این روز افتاده ‏اى؟ گفت: یا رسول ‏الله از دست امت تو رنج مى ‏برم و در زحمت‏ بسیار هستم . پیامبر فرمودند: مگر امت من با تو چه کرده ‏اند ؟ گفت: یا رسول ‏الله، امت ‏شما شش خصلت دارند که من طاقت دیدن و تحمل این خصایص را ندارم .اول این که هر وقت ‏به هم مى‏ رسند سلام مى ‏کنند. دوم این که با هم مصافحه - دست دادن- مى ‏کنند. سوم آن که ، هر کارى را که مى‏ خواهند انجام دهند «ان‏ شاء الله» مى ‏گویند ، چهارم از این خصلت ها آن است که استغفار از گناهان مى ‏کنند ، پنجم این که تا نام شما را مى‏ شنوند صلوات مى‏ فرستند و ششم آن که ابتداى هر کارى « بسم الله الرحمن الرحیم‏» مى‏ گویند.

[ پنج شنبه 14 / 7 / 1390 ] [ 17:42 ] [ elnaz ] [ ]

طریقه حذف ایمیل

طریقه حذف ایمیل از یاهو:
برای پاک کردن ایمیل خود در سایت yahoo به آدرس زیر بروید
https://edit.yahoo.com/config/delete_user
در صفحه باز شده آی دی و پسورد ایمیل را وارد کنید.
سپس صفحهterminating your yahoo! accountباز می شود.
در این صفحه برای بار دوم پسورد را وارد کنید و دکمهyesرا بزنید.

[ پنج شنبه 7 / 7 / 1390 ] [ 15:17 ] [ elnaz ] [ ]

تصاویر

[ چهار شنبه 27 / 4 / 1390 ] [ 1:18 ] [ elnaz ] [ ]